مدعیان دروغین مهدویت
بسم الله الرحمن الرحيم
مدعیان دروغین مهدویت
مسئله ی مهدویت نه تنها در اسلام ،بلکه در جهان خلقت از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به همین سبب مشاهده می کنیم بسیاری برای سوء استفاده ی مادی و اجتماعی مدعی این امر مقدس شده اند. این امر از اوایل قرن اول اسلامی آغاز و ر دوره ی خلفای عباسی به اوج خود رسید .
دو گروه مدعیان مهدویت را تشکیل می دهند:
الف )کسانی که طرفداران افراطی آن ها برای پیشرفت مقاصد دنیوی و سیاست های خویش ،آنان را به عنوان مهدی مطرح ساختند ، بدون آنکه آن شخص مورد نظر بدان ادعا داشته باشد که از جمله اند:
1-محمد حنفیه(فرقه ی کیسانیه)
شاید نخستین گروه مسلمانی که مهدویت را رواج دادند و از آن به نفع آرمان خویش سود جویی کرده است ،«کیسانیان» باشند . آنان بر این باور که محمد حنفیه فرزند امام علی «عليه السلام» مهدی موعود«عج الله تعالي فرجة» است و پس از امام حسین بر امامت او قائل شدند و اعتقاد دارند که او نمرده ، بلکه غایب است و بعداٌ ظاهر می شود و بر دنیا مسلط می گردد . (فرق الشیعه نوبختی ،ص 27)
برخی بر این عقیده اند که مختار ابن ابو عبید ثقفی از موقعیت محمد حنفیه استفاده کرده و در حقٌ او ادعای مهدویت نمود (وفات الاعیان ،ج4، ص 172)
این فرقه حدود یک قرن ادامه یافت و سپس به طور کلی منقرض گردید.
2- زید بن علی بن الحسین(فرقه ی زیدیه)
پس از اینکه زید بن علی بر حکومت جور امویان قیام نمود ،پیروان وی با استناد به روایتی ار رسول الله که فرمودند:«مهدی «عج الله تعالي فرجة» از فرزندان حسین «عليه السلام» است،هموست که با شمشیر قیام می کند و مادرش ،بهترین کنیزان خواهد بود » (غیبة نعمانی ،ص 228)، او را مهدی موعود دانسته ،چرا که او از نسل امام حسین «عليه السلام» و قیام کرد ومادرش نیز کنیز بود اما غافل از خصائص دیگر درباره ی مهدی فرموده است!
پیروان این مذهب بیش تر در یمن هستند. زیدیه امامت را بیش تر در اولاد حضرت فاطمه دانسته و خروج دو اماتم از قطر اسلام را جایز می دانند و قائل به عصمتو رجعت ائمه نیستند پس از شهادت زید ، فرزندش یحیا از خراسان قیام کرد ،و چون وی شهید شد ،کار زیدیان بدست محمد نفس زکیه در مدینه و بصره افتاد .
3- محمد بن عبدالله محض (نفس زکیه)
پس از گذشت سال ها از انقلاب زید بن علی یکی از نوادگان امام حسن مجتبی به نام محمد بن عبدالله بن حسن مثنی که به « محمد بن عبدالله محض» مشهور بود متولد گردید . خاندان محمد اورا مهدی «عج الله تعالي فرجة» می نامیدند و تصورشان همالن مهدی موعود «عج الله تعالي فرجة» بوده است .
عده ای از مردم بسبب امتیاز های ویژه ی علمی و اجتماعی و یو به علت تشابه اسمی با رسول اکرم و پدرش با پدر آن حضرت به مهدویت او اعتقاد داشتند(و جالب این جا است که دستگاه صهیونیزم برای ایجاد ظهور تقلبی در سال 2007 که {خوشبختانه به وقوع نیانجامید} شخصیتی به نام «محمد اسامة بن عبد الله بن لادن » را که با همین ویژگی بود –یعنی نام و نام پدر وی با نام و نام پدر گرامی رسول اسلام یکسان بود-را علم کردند و بعد از این که نتوانستند کاری از پیش ببرند او را از صحنه ی روزگار حذف کردند)و حتی بسیاری از بنی عباس از جمله منصور دوانیقی –قبل از خلافت- با وی بیعت کردند،وجود محمد و تصور قیام او و نیز بیعت خویش با وی آرامش را از منصور سلب و سرانجانم او و عده ای از بنی هاشم را در احجاز الزیت مدینه به شهادت رساندند (مقاتل الطالبین ،ص 278 -267)و بدین ترتیب پایه های مهدویت محمد بن عبدالله فرو ریخت.
4-جاروديه
اينان پيروان ابي جاجرود زياد بن منذر مي باشد و امامت را پس از پيامبر خاص علي بن ابي طالب ، حسن و حسين «عليها السلام» و پس از آنان فرزندان آن دو امام به طور يكسان مي دانند . اين فرقه از منشعبات زيديه مي باشد.
آنان درباره ي مهدي «عج الله تعالي فرجة» اختلاف نظر دارند گرهي محمد بن عبد الله محض را مهدي مي دانند ، گروهي ديگر محمد بن قاسم بن علي بن علي بن الحسن را كه در طاقان خروج كرد و در زندان معتصم و دنيا رفت ، گروه سوّم يحيي بن عمر كه از نوادگان زيد بن علي مي باشد را مهدي مي دانند (بحار الانوار ،ج37،ص 29).
5-ناووسيه
اينان بر اين عقيده اند كه امام صادق «عليه السلام» زنده است و او مهدي موعود«عج الله تعالي فرجة» است (فرق الشيعه نوبختي ، ص 100)
6- واقفيه
واقفيان بر اين عقيده بودند كه امام موسي كاظم «عليه السلام» از دنيا نرفته،بلكه زنده است و روزي مي خورد و او قائم آل محمد است و غيبت او همچون غيبت موسي بن عمران از قومش است . اين انديشه را برخي از بزرگان اصحاب و امينان امام كه اموال و وجوهات آن حضرت را به امام رضا بازنگردانند (ترجمه ي بحار الانوار،ج12،ص308).
ان شاءالله ادامه دارد.